أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
140
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
و مقرّ بنى إسرائيل كنذ ، و عوج بن عنق از آن جبّاران بوذ . چون بنى إسرائيل در مصر قرار يافتند و خذاى - تعالى - فرعون و فرعونيان را هلاك گردانيذ ، ايشانرا امر فرموذ كى بشام رويذ كى من شما را ( 289 ) آنجا دار و قرار حكم كردهام ، عزم آن طرف كنيذ و با دشمنان من كى در آن طرفاند جهاد كنيذ كى من ناصر و معين شماام ، شما را بر ايشان ظفر و نصرت بخشم . پس موسى را امر فرموذ كى ازين أسباط دوازدگانه دوازده 1655 نقيب اختيار كن تا هر يك ازين نقبا كفيل باشند بر قوم خوذ تا ايشانرا بوفاء امر من - كى خذاوندم - امر فرمايند . و « النّقاب » - بكسر النّون - الرّجل العلّامة 1656 ، يعنى : « نقاب » بكسره را [ ؟ ] 1657 ، مردى بوذ كى بر انواع علوم واقف بوذ ؛ و « نقيب » را ازان جهت « نقيب » گويند كى واقف بوذ بر هرچ قوم را به كار بايذ و مناقب ايشان دانذ . پس موسى - عليه السّلم - بأمر خذاى - تعالى - از هر سبطي نقيبى برگزيذ ، و ما اسماء أسباط و نقبا درين موضع بيان كنيم : از سبط روبيل شامل بن ركز اختيار كرد 1658 و از سبط شمعون سافاط بن جزى و از سبط يهوذا كالب بن بوفيا و از سبطي ابو خايل بن يوسف و از سبط يوسف و آن سبط افراييم است يوشع بن نون و از سبط بنيامين قلطم بن رقون و از سبط ( 290 ) ريابون حدى بن سورى و از سبط يوسف و آن ميشا بن يوسف است حدى بن سوستى و از سبط اشر شانون بن ملكيل و از سبط ثقتالى حيّيى بن وقشى و از سبط دان حملايل بن حمل و از سبط لاوى حولا بن ملكيّا اختيار كرد . پس با بنى إسرائيل برفت تا نزديك كنعان رسيذ بموضعي كى آن را أريحا گويند . نقبا را بفرستاذ تا از جبّاران تفحّص كنند و از احوال ايشان موسى و هرون را - صلوات اللّه عليهما - خبر دهند . مردى از جبّاران به اين نقبا رسيذ كى او را عوج بن عنق گفتندى و در قصّها عظمة جسم او گفتهاند و دران مبالغت كرده 1659 . چون نظر عوج بر نقبا افتاذ عوج دانست كى ايشان صاحب خبران 1660 موسىاند ، ايشانرا بگرفت و با خوذ نزد زن خوذ برد . اهل قصّه گفتهاند : ايشانرا بچژّه 1661 شلوار در نهاذ و پيش زن بينداخت . زنرا گفت : اين قوم را نگر كى زعم ايشان آنست كى با ما قتال كنند 1662 و ملك از ما بستانند ، زير پاء خوذ ايشانرا ( 291 ) خرد گردانم . زن گفت : دست ازيشان بدار تا بروند و قوم خوذ را از حال ما و بسطت جسم